×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بررسی توان وسطح فن اوری فعلی کشورجهت تولید بومی جنگنده

متاسفانه صنعت هوا فضا و تولید هواگرد یک صنعت فوق العاده پیچیده و گسترده میباشد که کشورهای فعال و توانمند در این عرصه انگشت شمار میباشند و در رتبه اول سه کشور امریکا روسیه و فرانسه بعنوان پیشرو که توان تولید صفر تا صد یک جنگنده توانمند و کارا را در اختیار دارند و در رتبه بعد کشورهای بریتانیا سوئد المان ایتالیا و چین قرار دارند که با استفاده از فن اوری های خارجی و یا بصورت گروهی و کنسرسیوم توان و سابقه تولید هواپیمای جنگنده را داشته و از زیر ساختهای لازم برای تولید برخوردار میباشند.

شاید برخی از دوستان از کشورهای دیگری مانند هندوستان وترکیه و پاکستان که اقدام به تولید بومی نموده اند نام ببرند

ولی این واقعیت را باید در نظر داشته باشیم که در صنعت تولید بومی و مونتاژ دو مقوله کاملا متفاوت میباشند

کمااینکه خیلی از کشورها مثل ژاپن کره جنوبی اسراییل ترکیه و غیره از زیر ساخت های لازم جهت تولید جنگنده برخوردار هستند ولی تولید کننده به حساب نمی ایند و توان تولید صفر تا صد و بصورت کاملا بومی جنگنده را ندارند و به کشورهای دیگر و فن اوری خارجی وابسته می باشند.

حال اینکه ما انتظار داشته باشیم کشورما در اولین تجربه اقدام به تولید جنگنده ای نماید که توان براورده نمودن نسبی نیازهای دفاعی کشور را داشته باشد غیر واقعی می باشد.

تولید یک جنگنده مناسب وابسته به فاکتورهایی میباشد که به انها اشاره می نماییم

وجود زیر ساخت های لازم مانند کارخانجات تولید قطعات و سالن های مونتاژ مناسب همچنین زیر ساخت های فنی تست مانند تونل باد و غیره که تاسیساتی بسیار گسترده و دقیق میباشند که وجود کوچکترین کاستی و مشکلی باعث اشکال در کل طرح و جنگنده تولیدی می شود.

وجود فن اوری لازم بومی اعم از تولید قطعات و توان تحقیقات ؛طراحی و توسعه و تولید متناسب با بالاترین استاندارد های روز دنیا و

توان جذب و استفاده از سرمایه گذاری خارجی

با توجه به اینکه طراحی وتواید جنگنده بسیار پر هزینه میباشد لزوم سرمایه گذاری خارجی در طرح الزامی میباشد

توضیح اینکه جنگنده رافال بیش از چهل میلیارد دلار هزینه تحقیقات و توسعه و طراحی داشته با توجه به اینکه داسو از تولید کنندگان باسابقه هواگرد میباشد و برای کشوری مانند ایران هزینه های ایجاد زیر ساخت و فراهم نمودن فن اوری و هزینه های جانبی دیگر نیز به طرح اضافه میگردد.

وحتی شرکت های بزرگی مانند لاکهید مارتین جهت توسعه اف ۱۶ تلاش در جذب سرمایه گذاری خارجی نمود یا روسیه با شراکت هند توانست پاکفا را به تولید نزدیک نماید …

مورد بعد تعداد سفارش و دسترسی به بازار صادرات جهت اقتصادی نمودن جنگنده تولیدی میباشد

حتی بهترین طرحها مانند رافال و یوروفایتر و اف ۳۵ بدون داشتن سفارش لازم محکوم به شکست میباشند چون همواره تمامی هزینه اعم از تحقیقات و توسعه و تولید روی تعداد جنگنده تولیدی تقسیم میگردد و هرچقدرتیراژ تولید بالاتر رود قیمت جنگنده پایین امده و اقتصادی تر میشود.

مورد بعد با در نظر گرفتن میزان تهدیدات ایا هواگرد تولیدی نیازهای نظامی ما را براورده و پاسخگو میباشد.

به طور مثال شاید تولید یک هواپیمای توربوپراپ مثل توکانو برای کشوری مانند نیجریه مناسب باشد چون همسایگان ان کشور یا اختلافی با این کشور ندارند یا انها نیز نواگرد بهتر و چیزی بیشتر از این ندارندو با توجه به سطح تهدیدات نیازهای این کشور را جواب میدهد.

ولی سوال اینست ایا برای کشورما نیز که در یک منطقه فوب العاده پر تنش انهم با دشمنانی که مسلح به مدرنترین جنگنده های روز دنیا مانند تایفون استرایک ایگل و رافال و اف۳۵ هستن عاقلانه هست دهها میلیارد دلار صرف توسعه جنگنده ای در حد اف۵ نماییم که ادر نهایت بهای هر فروند ان بیشتر از یک اف ۳۵ تمام شده نماییم

متاسفانه ما در حال حاضر صاحب هیچ کدام از فاکتورهای ذکر شده نیستیم

از نظر زیر ساختها متاسفانه ما نه کارخانجات قطعه ساز مناسب داریم که بتوانیم سفارش تولید بدهیم و نه امکانات کافی جهت مونتاژ و تست و ایجاد چنین تاسیساتی جدای از بحث فن اوری دهها میلیارد و حتی بالای صد میلیارد دلار هزینه در بر دارد

این فقط چالش مالی طرح میباشد واز این که بگذریم ایا ماتوان تولید ماشین الات پیشرفته برشکاری و جوش و ماشین کاری بدنه و پرسهای بزرگ و قدرتمند و همچنین تولیدالیاژ مناسب را جهت تولیدداریم؟

من سعی میکنم در ابتدای مبحث بررسی گزینه تولید بومی و داخلی جهت اطلاع اندسته از دوستان و مخاطبین که همواره این گزینه رو مطرح کردن برخی از چالش های موجود در این راه رو نام میبریم و اینکه ایا ما میتوانیم بر این مشکلات غلبه کنیم یا خیر

یک جنگنده از اجزای مختلفی تشکیل شده که شامل

اسکلت هواپیما،قطعات بدنه ؛ قطعات ثابت و متحرک بال ؛ اتصال قطعات اسکلت و بال به یکدیگر؛ جدار خارجی سیستم های هیدرولیکی جهت قطعات متحرک ؛ شیشه کابین و لاستیکهای درز بندی ؛ سیستم چرخ و ترمز؛ رنگ و پوشش محافظ ؛ سیستم های فرستنده و گیرنده رادار و دید در شب ؛ کیت های کامپیوتری پردازش اطلاعات و ارسال فرمان به قطعات مکانیکی ؛ سیستمهای ذخیره اطلاعات و پردازشگر مرکزی ؛ سیستم عامل جهت راه اندازی پردازشگرسیستم نرم افزاری ؛ نمایش اطلاعات دریافت شده و پردازش شده و نمایشگر های مربوطه ؛ سیستم موقعیت یابی جهت هدایت هواپیما ؛ نرم افزار کنترل دیجیتال هواپیما (پرواز با سیم)موتور هواپیما

که به اختصار در مورد هر کدام توضیح خواهیم داد….

بدنه؛

در اسکلت هواپیما از فولاد با مقاومتهای مختلف، آلیاژهای مختلف آلومینیوم و تیتانیوم استفاده میشود. در این خصوص باید گفت که هرچه سرعت حداکثر هواپیما بیشتر باشد، مقدار قطعات تیتانیومی بیشتر خواهد شد

گفته می شود که اسکلت بدنه تا سرعت ۱٫۵ ماخ را همچنان میتوان از آلیاژهای پر مقاومت آلومینیوم و تا ۲٫۵ را از الیاژهای فولادی ساخت ولی یک چالش مهم وجود دارد هر چقدر سرعت جنگنده بیشتر باشد از الیاژ فولاد بیشتری در ان باید استفاده نمود که خود باعث افزایش وزن و بالا رفتن سطح مقطعی میگردد که در این صورت هواگرد تولیدی با چالش های جدیدی مانند نیاز به موتور قویتر و همچنین احتمال کشف زودتر مواجه میشود,پس بادر نظر گرفتن همه جوانب عددی معقول در حدود ۲ ماخ منطقی میباشد

برای تولید بدنه چنین هواگردی نیاز به فولاد نرم میباشد.

مساله این است که ایران این نوع فولاد را تولید نمی کند و چون محل مصرف آن مشخص است شرکت های تولید کننده نیز به ایران نمی فروشند,البته نوع تجاری این فولاد که در صنایع ماشین سازی و غیره کاربر دارند در دسترس وجود دارد ولی این نوع الیاژ فولاد جهت ساخت هواگرد مناسب نمیباشد زیرا هم استحکام لازم را ندارد و هم اینکه پس از سرد شدن فولاد مذاب قابلیت انعطاف پذیری و فرم دهی را از دست میدهد.

چالش بعدی دستگاهها و ماشی الات فرم دهی میباشد که در ایران موجود نمیباشد و شرکت های سازنده نیز که انگشت شمار میباشند از فروش چنین لوازمی به ایران خودداری می نمایند.

دربحرانی ترین قسمت درمناطقی است که شاسی آلومینیومی بایدبه قطعات فولادی یاتیتانیومی وصل شود ممکن است که استفاده ازتیتانیوم را به عنوان شاسی در نظر نداشته باشیم ولی به هرحال جنس قطعات خاصی مخصوصا در قسمت آویزهای مخازن سوخت و موشک یا بمبهای سنگین به احتمال زیاد ازجنس تیتانیوم است

ایا چنین توانی در کشور موجود میباشد ؟؟؟

با توجه به اینکه کوچکترین خطا و اشتباهی پذیرفتنی نیست و به قیمت از دست رفتن جنگنده تمام میشود

مسئله بعدی درخصوص اتصال جدار خارجی به شاسی بال وبدنه نیز این اتصال معمولا برای قسمتهای آلومینیومی با پیچ و یا پرچ انجام میشود. جنس این قطعات با توجه به بازه حرارتی و مقاومت بسیار مخصوص است که در خصوص قطعات فیبر کربنی این موضوع از پیچیدگی بیشتری برخوردارست

برای اتصال جدار خارجی به بدنه و بال باید بتوانیم آلیاژ مناسب را تولید و شکل دهی کنیم. کل مقدار پیچ و پرچ یک هواپیما تقریبا ۱۰۰ کیلوگرم است ولی تجهیزات ساخت الیاژ و فرم دهی لازم دارد. اینکه هر کدام از این پیچ ها به چه قیمتی تمام میشود نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشت

قسمت خارجی هواپیما عمدتا از ورقهای آلومینیومی ساخته شده که فرم دهی به آن آسان است ولی در مورد هواپیماهای نسل ۴ روز به روز استفاده از قطعات فیبر کربن بیشتر می شود که دلیل آن مقاومت بالاتر و وزن سبک تر است .

همچنین با توجه به یکپارچه ساخته شدن قطعات فیبر کربن در صورتی که مورد اصابت قرار گیرد تکه های آن در اثر فشار باد کنده نمی شود و عملکرد کلی بال بسیار بهتر است

ایران دارای الیاف فیبر کربن میباشد ولی جهت استفاده در موارد صنعتی و تجاری و این الیاف از کیفیت لازم و استاندارد جهت تولید جنگنده برخوردار نیست ومتاسفانه هیچ کشوری هم حاضر به دادن چنین الیاژی که مورد استفاده ان مشخص است نیست

(توضیح اینکه چند سال قبل یک شرکت ژاپنی بصورت قاچاقی و مخفیانه اقدام به فروش الیاف فببرکربن به کشورمان البته با قیمتی بالاتر از قیمت بازار نمود که کشتی حامل محموله در بین راه توسط ناوگان ایالات متحده بازرسی و محموله توقیف گردید و چنان جنجالی بوجود امد که دولت ژاپن بعلت شکستن تحریمها رسما عذرخواهی نمود)

نکته دیگر فرم دهی به این الیاف کربن است. گرچه تولید الیاف کربن با کیفیت بالا بسیار مهم است ولی از آن مهم تر تولید رزین پرکننده، فرم دهی و پخت مناسب آن است به نحوی که سطوح تولید شده دارای اعوجاج نباشند و بحث ایرودینامیک را مختل نکند. در صورتی که از فیبر کربن استفاده نشود وزن هواپیما افزایش یافته و به دنبال آن مصرف سوخت که در نتیجه برد هواپیما کم میشود. همچنین مانور پذیری هواپیما کمتر می شود

حالا در گزینه تولید بومی جنگنده این سوال پیش می اید که ایا ایران توان تولید و یا تهیه الیاژ کربن مناسب را دارد و ایا در صورت تهیه توان فرم دهی و استفاده از ان به نحو مطلوب در بدنه هواگرد خود را دارد ؟؟؟؟

اگر بخواهیم بدنه را کلا از آلیاژهای آلومینیوم بسازیم (گرچه باز تولید آلیاژهای پر مقاومت در توان ما نیست ولی به فرض تهیه از بازار سیاه) امکان شکل دهی آن وجود دارد ولی مساله این است که با بدنه ضعیف نمیتوان به سرعتهای بالا رسید و احتمالا باید به کمتر از سرعت صوت یا نهایتا ۱٫۵ برابر سرعت صوت (به طور تقریبی با توجه به نوع آلیاژ بکار رفته) اکتفا کرد. از طرف دیگر، با بدنه ضعیف نمیتوان مهمات زیادی را حمل کرد یا انتظار مانورهای پیشرفته داشت

در این صورت جنگنده تولیدی در بهترین حالت مشابه اف ۵ و یا در همین حد میباشد

و سوال این است چنین جنگنده ای توان پاسخگویی به نیازهای دفاعی کشور ما را دارد ؟

چالش پیش روی بعدی در کابین شیشه و نوارهای اب ندی ان است

شیشه هواپیما با توجه به مقاومت بسیار بالای شیشه به کار رفته در آن وجود منحنی های مختلف و خاص آن یکی از تخصصی ترین قسمتهای صنعت فرم دهی در جهان است .

فلزات را در هنگام فرم دهی میتوان گرم کرد و پس از سرد شدن خواص خود را معمولا حفظ می کنند,درحالی که یکی از چالش بر انگیز ترین موارد در خصوص شیشه وجود اعوجاج در سطح آن است,کمتر کسی وجود اعوجاج در شیشه تجربه نکرده است

تنها چند سالی است که شیشه های مسطح تولیدی داخلی به سطحی از تکنولوژی رسیده اند که این مشکل را نداشته باشند

اینکه ایا توان فرم دهی بدون اعوجاج و ذره بینی کردن شیشه را داریم یا خیر؟؟؟؟

بخش هیدرولیک و سیتمهای مربوطه

سیستمهای هیدرولیکی جزء ساده ترین سیستمها هستند و درحال حاضر ایران توان ساخت سیستمهای هیدرولیکی برای ماشین آلات سنگین را دارد اما شرایط هواپیما کلا متفاوت است

با توجه به اینکه سیستمهای هیدرولیکی هواپیما باید در بازه حرارتی +۵۰ درجه تا -۵۰ درجه سانتیگراد (برای قطعات متحرک بال و چرخ. برای قطعات متحرک موتور حرارتی فوق العاده بیشتر) به خوبی فعال باشند باید از آلیاژهای خاصی در ساخت آنها استفاده شود در غیر این صورت با خروج روغن هیدرولیک، سیستم از کار خواهد افتاد.

این انقباظ و انبساط خاص سیستمهای هیدرولیکی نیست و بدنه و جدار خارجی نیز در همین شرایط هستند ولی از آنجا که قابلیت پرواز و مانور دادن، به این سیستمها متکی است از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. کافی است بدانیم که عمده سقوط هواپیماها ناشی از همین ضعف در سیستم هیدرولیکی است. نکته دیگر روغن هیدرولیک مناسب است که ایران توان تولید آن را در حال حاضر ندارد. ممکن است گفته شود که از روغن هیدرولیک هواپیماهای تجاری استفاده می کنیم ولی با توجه سرعت بالاتر و مانور های بیشتر روغن هیدرولیک هواپیماهای جنگنده متفاوت است (روغن ترمز ماشینهای سنگین و سبک نیز متفاوت است). خوشبختانه درصورتی وجود مواد لازم، دانش ساخت و نیروی متخصص جهت ساخت سیستم هیدرولیک وجود دارد

مشکل بعدی ساخت لاستیک هواپیما از توان فعلی ایران خارج است به همین صورت فنر و دیسکهای ترمز. در خصوص لاستیک نیازی به توضیح نیست، چرا که توان ما به لاستیک بارز محدود است در خصوص فنر نیز مانند سایر آلیاژهای فلزی، باید جداگانه برای نهایتا ۱۰۰ عدد در سال خط تولید آلیاژ راه اندازی کنیم. برای دیسک ترمز هم که حتی کسی دیسک ترمز ایرانی زیر ۲۰۶ نمی اندازد چه رسد به هواپیما اینکه ایا میتوان از سیستم چرخ هواپیمای مسافری استفاده کرد یا نه بعید است بدون موافقت سازنده مقدور باشد در این صورت مجددا ناوگان مسافر بری ما نیز تحریم می شود

چالش بعدی در سیستم چرخها هواپیما میباشد

لنت ترمز هواپیماهای از نوع سرامیکی مقاوم در برابر حرارت است و تا کنون که ایران موفق به ساخت این گونه از سرامیک ها نشده است در این مرحله نیز همچنان توان ساخت سیستم ترمز و لاستیک مناسب موجود نمیباشد.

در زمینه رنگ و پوشش بدنه متاسفانه ایران در زمینه ساخت و اجرای رنگ بسیار بی تجربه است. برای سالها، تنها روی صفحات فولادی عملیات رنگ آمیزی صنعتی انجام شده است به نحوی که وقتی قرار بود بدنه پژو ۴۰۵ که از فولاد گالوانیزه است را رنگ کنیم متخصصان فرانسوی رنگ و خط رنگ آمیزی را راه اندازی کردند در مورد سرعت حدود ۲ ماخ و مقاومت رنگی که باید وجود داشته باشد و چسبندگی آن همچنین در خصوص آلومینیوم و فیبر کربن خودتان قضاوت کنید. البته رنگ کردن مهم نیست این رنگ باید پایدار بماند وگرنه بعد از هر پرواز باید هواپیما در خط رنگ باشد

به بخش سیستمهای رادار، گیرنده و فرستنده و دید درشب میرسیم

سیستمهای رادار، گیرنده و فرستنده و دید درشب.

برخی از اخبار ناشی از این است که ایران موفق به ساخت رادار هواپیما و نصب آن روی اف۱۴ شده است. اینکه این رادار چه قابلیتهایی دارد مثلا چند هدف را کشف و همزمان با چند هدف درگیر میشود و در عمل آیا کارایی لازم را دارد یا نه را به نتیجه تستهای آن در آینده موکول می کنیم.

جمع بندی: توان ساخت رادار در ایران در حدی که بتواند با اف۱۶ مدل ای رقابت کند وجود دارد

کیت های کامپیوتری پردازش اطلاعات و ارسال فرمان به قطعات مکانیکی

این کیتها به صورت مدارهای مجتمع قابل برنامه ریزی (پی.ال.سی) طراحی میشوند و مجموعه دستوراتی از قبل در آنها قرار داده میشود که بنا به شرایط مختلف نیازی به پردازش مداوم توسط پردازشگر مرکزی نباشد. ایران توان تولید پی.ال.سی های ابتدایی مانند چیزی که در صنعت خودرو استفاده می شود را دارد ولی توان طراحی و ساخت انواع پیشرفته را ندارد. برای مثال می توان به پی.ای.سی های سانتریفیوژها اشاره کرد که به راحتی از کار افتاد. این قطعات وقتی قرار باشد در شرایط جنگی به کار گرفته شود باید با استاندارد های بالاتری ساخته شود که فعلا ایران این توان را ندارد. برای ارتباط بین این کیتها و قطعات مکانیکی نیز از سیمهای مسی با غلاف مخصوص یا فیبر نوری استفاده می شود تا در برابر جنگ الکترونیک آسیب پذیر نباشند

یک جنگنده در هر ثانیه تعداد زیادی اطلاعات جمع آوری، پردازش و ذخیره میکند. سیستمهای ذخیره اطلاعات گرچه از اصول یکسانی با هاردهای معمولی استفاده می کنند ولی تکنولوژی ساخت آنها کاملا متفاوت است و ایران به این تکنولوژی در حال حاضر دسترسی ندارد. خوشبختانه با روشهای محافظت فیزیکی شاید بتوان از ابزارهای مبتنی بر حافظه فلش و کد گذاری مناسب آن استفاده کرد گرچه باعث به خطر افتادن اطلاعات محرمانه جنگنده می شود ولی به هر حال اطلاعات پرواز جنگنده ای معادل اف۱۶ برای ۱۰ سال آینده خیلی هم محرمانه نیست. متاسفانه وضعیت در مورد پردازشگر به آسانی سیستم ذخیره اطلاعات نیست

روسیه و آمریکا از پردازشگرهای متعارف مانند اینتل یا پرداز شگرهای موبایل به عنوان پردازشگر استفاده نمی کنند

دلیل این امر این است که اصلا از سیستم عامل های معمول برای راه اندازی پردازشگر استفاده نمی کنند و سیستم عامل مخصوص خود را دارند و سعی می کنند اسرار هواپیما را محرمانه نگهدارند ,در زمینه رادار و الکترونیک نیز اما و اگرهای زیادی وجود دارد

سیستم عامل جهت راه اندازی پردازشگر

ایران توسط ۲ مرکز انشگاهی و ۲ مرکز تحقیقاتی طی ۱۰ سال گذشته سعی کرده است که سیستم عامل ملی مبتنی بر هسته لینوکس درست کند. این سیستم عامل ها در واقع فقط یک رابط کاربری هستند و سیستم عامل اصلی لینوکس است

متاسفانه پروژه ها دست آورد مناسبی نداشتند به طوری که مردم یا دولت ترغیب به استفاده از آن شود البته خیلی هم بد نیستند من خودم از آنها استفاده کرده ام و می شود گفت قابل استفاده هستند ولی به هر حال ایران هیچ تجربه ای در ساخت هسته سیستم عامل ندارد (حتی در حد سیستم عامل موبایل های نوکیا معروف به سیمبیان) مشکل استفاده از سیستم عامل های موجود در قابلیت قابل نفوذ بودن و ناپایداری آنها است. گفته میشود که، همه سازندگان تسلیحات امکانی را در تولیدات خود قرار میدهند که درصورتی که این تسلیحات بر ضد خودشان بکار گرفته شود بتوانند آنها را از کار بیندازند. اما اینکه یک هواپیمای تولید داخل را بتوان با آلوده کردن سیستم عامل از کار انداخت خیلی فاجعه بزرگی است

سیستم نرم افزاری نمایش اطلاعات دریافت شده و پردازش شده و نمایشگر های مربوطه

با توجه به اینکه از سیستم عامل لینوکس استفاده می شود میتوان از کارت گرافیکی های معمولی جهت نمایش اطلاعات روی صفحات نمایشگر استفاده کرد. ولی مشکل اینجاست که تولید نمایشگرهای نظامی با نمایشگر های معمولی بسیار متفاوت است حتی روسیه نیز از نمایشگر های فرانسوی در جنگنده های جدید استفاده می کند.

در خصوص نمایشگر جنگنده باید دانست که، به هیچ هنوان از یک نمایشکر غیر نظامی نمی توان اسستفاده کرد زیرا با اندکی جنگ الکترونیک نمایشگر های غیر نظامی غیر قابل استفاده هستند. حتی شاید امواج راداری خود هواپیما یا هواپیماهای مشابه باعث از کار افتادن نمایشگر باشد. با در نظر داشتن این نکته که تمام اطلاعات سنسور های داخلی و ناوبری همچنین اطلاعات رهگیری و سیستمهای هشدار روی این نمایشگرها نشان داده می شود، اگر در شرایط جنگی این نمایشگرها از کار بیوفتد احتمالا خلبان چاره ای جز بیرون پریدن از هواپیما برای حفظ جان خود ندارد.

با توجه به عدم دسترسی به این نمایشگرها، تنها چاره استفاده از نمایشگرهای عقربه ای است.

نمایشگرهای عقربه ای نیزگرچه تکنولوژی کمتری دارند ولی در زمینه دقت ، مانند ساعتهای سوئیسی کار می کنند

خوشبختانه گرچه ایران نمی تواند فنرهای مورد نیاز را تولید کند ولی خرید آنها از بازار غیر نظامی ممکن است

بخش سیستم موقعیت یابی جهت هدایت هواپیما

امروزه همه ناوگان هوایی دریایی و زمینی برای اطلاع از موقعیت خود به سیستمهای جی.پی.اس آمریکایی ویا معادل روسی یا چینی آن وابسته هستند. متاسفانه ایران چنین سیستمی ندارد و امکان راه اندازی آن نیز در آینده نزدیک و میان مدت وجود ندارد. سیستمهای جی.پی.اس از ۲ فرکانس مختلف استفاده می کنند، یکی برای استفاده غیر نظامی و دیگری برای سیستمهای نظامی. در هنگام جنگ، سیستمهای غیر نظامی به صورت عمدی دچار خطا می شوند در حالی که سیستمهای نظامی دقت خود را حفظ می کنند تا به حال کیتهای جی.پی.اس نظامی هر دستگاه از سوی سازنده آن تامین شده است چرا که هر کدام کد شناسایی مخصوص دارد و حتی نمی توان جی.پی.اس نظامی تانک را به صورت یک پارچه با سایر سیستمهای ناوبری و هدایت موشکی، روی هواپیما نصب کرد چرا که باید سایر سیستم ها کد مورد نظر جی.پی.اس را بتوانند شناسایی کنند. جنگنده بدون سیستم ناوبری جنگنده کاملی نیست و استفاده از سیتمهای ژیروسکوپ سه محوری و هدایت اینرسی با توجه با مانورهای مختلف هواپیما و ابتدایی بودن آنها برای جنگنده نسل ۴ و تولید در ۱۰ سال آینده عاقلانه نیست

نرم افزار کنترل دیجیتال هواپیما (پرواز با سیم)

این سیستم به استانداردی در تمام هواپیما تبدیل شده است به صورتی که تمام هواپیماهای غربی نسل ۴ مجهز به این سیستم هستند ولی هواپیماهای شرقی قدیمی مانند میگ۲۹ از این سیستم بی بهره اند. این سیستم از آنالیز اطلاعات سنسورهای مختلف هواپیما در هزاران پرواز قبلی که توسط سیستم های ذخیره اطلاعات ثبت و ضبط شده اند برای برنامه ریزی شرایط مختلف استفاده می کند تا فرامین خلبان را اصلاح کند به طوری که هواپیما دارای پایداری کافی باشد. برای ایران که به این اطلاعات پرواز دسترسی ندارد امکان تهیه نرم افزار قبل از تولید نمونه اولیه هواپیما وجود ندارد. این نرم افزار برای هواپیماهای نسل ۴ اولیه شامل تقریبا شامل یک میلیون خط برنامه نویسی است و برای هواپیماهای

اف۳۵ بیش از ۸ میلیون خط که مدت زمان زیادی لازم دارد تا نوشته شود

برای ساخت جنگنده ملی نسل ۴ چه مواردی باید فراهم شود:

دسترسی به مواد خام از قبیل تیتانیوم به مقدار کافی را فراهم کنیمبرای ساخت هواپیما باید زیر ساختها تولید انواع آلیاژ آلومینیومی، فولادی، استیل و تیتانیومی را فراهم کنیم.دستگاههای فرم دهی قطعات را تولید کنیمتکنولوژی و دستگاههای لازم برای ساخت شیشه کابین را بدست بیاوریمتکنولوژی جوش مواد ناهمگون را بدست بیاورمالیاف کربن پر مقاومت و رزین های لازم را تولید کنیم.تاسیسات لازم جهت تولید روغن هیدرولیک راه اندازی کنیمخط تولید دقیق برای ساخت انواع مختلف پیچ و پرچ از آلیاژهای گوناگون راه اندازی کنیم.خط تولید لاستیک هواپیما، سرامیک جهت لنت ترمز و رنگ جهت هواپیما راه اندازی کنیمبا پذیرفتن ریسک زیاد از پی.ال.سی های ساخت شرکتهای دیگر، پردازنده، سیستم ذخیره اطلاعات، سیستم عامل و جی.پی.اس غیر نظامی جهت کارهای نرم افزاری استفاده کنیم و کد نویسی استفاده کنیم.

ب) بودجه و زمان لازم چقدر است:

تخمین بودجه جهت ساخت زیرساختهای صنعتی بسیار مشکل و از تخصص همگان با توجه به گوناگونی آنها خارج است ولی به هر حال باید با پذیرفتن مقداری خطا، اعدادی را برای آن در نظر گرفت. حدس خوشبینانه من:۴۰ میلیارد دلار و ۲۰ سال زمان برای زیر ساخت های صنعتی و تولید مواد و دستگاههای لازم.۵ میلیارد دلار جهت را ه اندازی خط تولید.۱۰ میلیارد هزینه تحقیق و توسعه و ۵ سال زمان تا ساخت ۱۰ فروند نمونه ازمایشی.۵ میلیارد دلار بودجه و ۵ سال زمان تا ساخت ۱۰۰ فروند اول.

ج) با فرض اینکه مواد و دستگاههای لازم را از بازار سیاه تهیه کنیم و لازم نباشد پول و زمان صرف زیرساختهای صنعتی کنیم، با توان امروز چه نوع جنگنده ای ساخته خواهد شد.

با توجه به قدرت موتور، سرعت کمتر از ۱ ماخ (شاید تا ۱۰ سال آینده که زمان تحقیق و توسعه است به سرعت معادل اف۱۶ برسد)هدایت بدون سیم نداردنمایشگرها عقربه ای هستندسیستم ناوبری مطمئن نداردبه دلیل استفاده از پی.ال.سی خارجی، سیستم عامل عمومی، سیستم ذخیره اطلاعات غیر نظامی، قابل نفوذ است.

با این فرضیات بعد از ۱۰ سال با صرف ۲۰ میلیارد دلار دارای ۱۰۰ فروند هواپیما، ضعیف تر از هواپیماهای ۴۰ سال پیش آمریکایی خواهیم بود که بسیار شبیه هواپیماهای نسل ۳ است. قیمت ساخت هر هواپیما تقریبا ۲۰۰ میلیون دلار خواهد بود. آیا تولید با این کیفیت و قیمت منطقی است؟ آیا ۱۰ سال آینده یک هواپیما با این مشخصات ارزش رزمی دارد؟

تا ۱۰ سال آینده باید چکار کرد:

آیا باید همچنان با اف۵ و اف۱۴ با عمر بیش از ۴۰ سال و تعدادی هواپیمای روسی قدیمی از مرزهای کشور دفاع کرد؟اگر این بودجه ۲۰ میلیاردی برای تولید هواپیما را داریم چرا ظرف ۱۰ سال آینده بجای ۱۰۰ فروند هواپیما با تکنولوژی قدیمی، ۱۵۰ فروند میگ۳۵ و ۲۰۰ فروند سوخو۳۵ جدید نخریم که بتوان روی توان دفاع هوایی کشور تا ۳۰ سال آینده حساب کرد؟

همانطور که توضییح داده شد در حال حاضر مانه دارای زیرساخت های لازم هستیم ونه از دانش فنی لازم برخورداریم وهم بعلت تحریم های سازمان ملل امکان استفاده از فن اوری و کمک خارجی را داریم کمااینکه طرحهایی با مشارکت روسیه در جریان بودکه بعلت فشارامریکاو غرب و انصراف روسیه همگی طرحهامسکوت مانده اند.

شاید این سوال برای دوستان پیش امده که بهرحال ماجنگنده هایی مثل صاعقه و اذرخش راطراحی و تولیدنموده ایم

درپاسخ این دوستان باید عرض کنم که اذرخش وصاعقه درواقع جنگنده هایی هستند که برپایه اف ۵ وفن اوری ان طراحی شده اندواکثر قطعات کلیدی ان ازقطعات اصلی امریکایی موجوددرانبارها تامین شده که درزمان رژیم گذشته به وفورخریداری و درانبارها موجودبوده,درثانی تولید یک‌جنگنده نسل دوم مثل اف۵ در منطقه ای که همگی همسایگان به جنگنده های نسل ۴/۵ و حتی نسل پنجم مسلح هستن واقعا چه ارزشی دارد انهم زمانی وضع اسفناک تر میشود که قیمت تمام شده تولید هر فرونداز این جنگنده با توجه به توضیحات قبلی اندازه و شاید حتی بیشتر از یک جنگنده نسل ۴/۵ موجود در بازار جهانی از اب درمیایدو ایا واقعا با توجه به بودجه دفاعی محدود ماتولید چنین جنگنده ای ارزش رزمی و توجیه اقتصادی دارد؟

مسئله دیگر اینست که همین جنگنده های تولیدی نیز در تیراژ بالا تولید نشدندو محدود به چندفروند شده اندکه دلیل ان اینست که طراحی و تولید چنین جنگ افزراهایی بیشتر از انکه ارزش رزمی و جهت تقویت ارتش باشند جهت جاروجنجال تبلیغاتی و خوراک رسانه ای تولید شده اند و در واقع در مقطعی با توجه به شرایط سیاسی و نظامی موجود جهت مانور دادن و تبلیغات تولید شدند و با توجه به عدم ارزش نظامی و توجیه اقتصادی طرح رها شد.

متاسفانه درکارنامه نیروهای نظامی مابه وفوراز چنین طرحهایی که بیشتر از نظر جنبه تبلیغاتی ساخته و پس از مدتی رها شدند بچشم میخورند مانند تانک ذالفقار جنگنده اذرخش زره کوب اقارب انواع بالگردهای شاهد جنگنده صاعقه ودهها طرح دیگر که متاسفانه هیچگاه نیز مدیران پروژه ها برای از بین رفتن میلیونها دلار هزینه بخاطر یک طرح که هیچگاه به سرانجام نرسید حسابرسی و مؤاخذه نشدندو

پس متاسفانه با توجه به توضیحاتی که داده شد من بعید میدانم واقعا توان تولید یک جنگنده مناسب بومی در کشور باشد واصرار براین گزینه فقط و فقط باعث از بین رفتن میلیونها و‌حتی میلیاردها دلار بدون بدست امدن دستاورد مهمی وهمچنین اتلاف وقت میگرددواگر جهت کسب تجربه و ایجاد دانش بومی بخواهیم به موضوع نگاه کنیم

به عقیده من باید از طراحی و‌توسعه جنگنده های اموزشی مناسب شروع کنیم تا بعد بتوانیم جنگنده مناسب هم تولید کنیم مثل کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دیگری مثل ژاپن کره جنوبی و دیگران و در کنار ان جهت جلوگیری از تحلیل توان نظامی کشور نیاز فعلی را باخرید جنگنده های مناسب رفع کنیم و توان نیروی هوایی را با خریدهای مناسب ( ونه شتاب زده و بدون توجیه مناسب مانند داستان اف ۷ چینی) تقویت نموده و در ادامه فکری برای بومی سازی فن اوری انجام دهیم

نویسنده:میناگلرو