×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

false
true
false

MIG-1/44 Flatpack

آغاز طراحی

برنامه جنگنده نسل پنجم شوروی اوایل دهه ۱۹۸۰ و زمانی که نیروی هوایی آمریکا پروژه جنگنده تاکتیکی پیشرفته را آغاز کرد، کلید خورد. چون روسها نمیخواستند در رقابت تسلیحاتی از غرب عقب بمانند، زمانی که آمریکا شروع کرد، شوروی هم اقدام ایشان را بی پاسخ نگذاشت و دفاتر طراحی میکویان و سوخوی را مأمور کرد تا جنگنده ای پیشرفته برای مقابله با تهدیدات نوین دنیای غرب طراحی کنند.

شرکت سوخوی پروژه S-37 را آغاز کرد که سرانجام به جنگنده بال پیشگرای SU-47 ختم شد و پس از ساخت تنها یک نمونه، به تاریخ هوانوردی پیوست.

میکویان نیز دو پروژه را به صورت همزمان دنبال میکرد که یکی جنگنده سنگین وزن و چند منظوره ای به نام MFI و دیگری جنگنده دفاع هوایی سبک وزنی به نام LFI بود.

دستاورد MFI هواپیمای سنگین و درشت جثه ای به نام MIG-1/42 بود که بعدها به MIG-1/44 تغییر کرد. پروژه LFI نیز هرگز از روی کاغذ فراتر نرفت اما قرار بود جنگنده کوچک و سبکی به نام MIG-I-2000 باشد.

در فاز تحقیق و توسعه، هزینه ها به دلیل پیچیدگی های معمولی که در طراحی هواپیماهای پیشرفته وجود دارد، به طرز چشمگیری بالا رفت. لذا شوروی با هدف حداکثر ساختن بهره وری، برنامه اقدام مشترک را در ۱۹۸۳ ایجاد کرد.

مقصود از این اقدام، توسعه فناوری های مورد استفاده در کلیه هواپیماها با همکاری نهادهای تحقیقاتی گوناگون این کشور بود. میکویان به عنوان پیمانکار اصلی، مشخصات جنگنده های جدید را آماده کرد و طراحی اولیه را با همکاری مؤسسات تحقیقاتی شوروی انجام داد.

انستیتو مطالعات آیرودینامیک مسکو مسئول انجام آزمون های تونل باد بود که همراه با مطالعات نظری، در این مرحله از طراحی حیاتی بودند.

انستیتو به میکویان توصیه کرد که طرح MFI دارای سازه بال اصلی با پسگرایی ۴۰ تا ۴۵ درجه باشد. همچنین برای چالاکی و نیروی بالابر بیشتر، دارای کانارد باشد و طراحی کلی هواپیما نیز ناپایدار شود تا پایداری از طریق سیستم پرواز با سیم و کامپیوترهای کنترل پرواز تأمین گردد. پیشنهاداتی که میکویان اکثرشان را به اجرا درآورد.

طی مدت طراحی، تعداد بسیار زیادی از طراحان به شکل بی سابقه ای در حال تکمیل آزمایش های تونل باد و تخمین مقطع راداری MFI بودند که خود نشان از عجله شوروی برای ورود به خدمت سریع این هواپیما در برابر F-22 داشت.

در سال ۱۹۸۷ نتیجه تحقیقات کامل شد و میکویان آماده بود توسعه در مقیاس واقعی را انجام دهد.

MIG-1/44 Flatpack

توقف LFI و ظهور MIG-1/42 و MIG-1/44

در ابتدا هر دو پروژه MFI و LFI توسط دولت تصویب شدند و حتی برای کاهش هزینه ها مقرر شد که تا حد امکان از قطعات مشترک استفاده کنند. اما به دلیل محدودیت بودجه و آزادسازی منابع مالی برای MFI که طرح مهمتری بود، LFI و حاصلش جنگنده MIG-I-2000 کنار گذاشته شد.

بدین ترتیب MFI که دیگر با نام MIG-1/42 شناخته میشد، تحت رهبری سرطراح گئورگی سدوف بخش عمده فعالیتهای میکویان را به خود اختصاص داد.

از همان ابتدا مأموریت اصلی MIG-1/42 تهاجم زمینی با توان ثانویه دفاع هوایی بود در حالی که MIG-I-2000 دقیقاً برعکس و مختص دفاع هوایی بود. لذا زمانی که پروژه اش لغو شد، MIG-1/42 باید هر دو مأموریت را بر عهده میگرفت.

جنگنده MIG-I-2000

جنگنده MIG-I-2000

با اینحال ابهامات زیادی وجود داشت که علیرغم جثه بزرگ و وزن زیادش، بتواند همان چالاکی MIG-I-2000 را در رزم هوایی ارائه دهد.

برای پاسخ به این سؤالات و اطمینان از کافی بودن چالاکی و کنترل پذیری خصوصاً در زوایای حمله زیاد (زمانی که دماغه کاملاً رو به آسمان باشد) انستیتو آیرودینامیک مسکو مدلی کوچک و کنترلدار از آن را آزمایش کرد.

خوشبختانه نتیجه آزمونها نشان داد MIG-1/42 ویژگی های مد نظر را دارد و در زوایای حمله تا ۶۰ درجه تحت کنترل باقی میماند.

لذا نام این هواپیما نیز که دیگر هم پرنده دفاع هوایی و هم تهاجمی بود به MIG-1/44 تغییر یافت و ناتو شناسه Flatpack را برایش برگزید.

جنگنده MIG-1/44 Flatpack

طراحی

میگ-۱/۴۴ جنگنده نسل پنجم برتری هوایی و تهاجمی بود که فناوری های پیشرفته ای را در خود جای داده و از نظر پنهانکاری عالی و در رزم هوایی کُشنده بود. Flatpack طراحی نامتعارفی داشت که حاصل تلاش برای بهبود ویژگی های پنهانکاری و کارایی پرواز بود.

این جنگنده بالهای دلتایی بزرگ با پسگرایی ۵۲ درجه، سکانهای عمودی کج شده و دو کانارد بزرگ با پسگرایی ۵۸ درجه داشت. کاناردها در لبه حمله، زائده کوچکی مثل دندان نیش داشتند که باعث بهبود جریان هوای روی بال در سرعتهای زیاد میشد.

در نوک بالها، پوششی عایق و غیر فلزی تعبیه شده بود که سیستمهای جنگ الکترونیک و پشتیبانی الکترونیک را در خود جای میدادند. لبه حمله بالها نیز به محض تماس با بدنه تمام میشد و مثل سایر جتهای نسل پنجم، ریشه بال به سمت دماغه امتداد نیافته بود.

میکویان برای صرفه جویی در وزن، از آلیاژهای پیشرفته استفاده کرد. آلیاژ آلمینیوم و لیتیوم ۳۵ درصد، فولاد و آلیاژ تیتانیوم ۳۰ درصد، کامپوزیت ۳۰ درصد و سایر مواد ۵ درصد از وزن خالی جنگنده را تشکیل میدادند.

فلتپک دارای دو پیشرانه توربوفن ساتورن AL-41F ساخت لیولکا با حداکثر رانش بیش از ۳۹ هزار پوند در حالت پس سوز برای هرکدام بود که توانایی پرواز سوپر کروز و دستیابی به حداکثر سرعت ۲/۳۵ ماخ در حالت پس سوز را داشتند.

اگزوزها قادر به تغییر رانش دو بعدی بودند و میتوانستند به سمت بالا و پایین خم شوند. این قابلیت در ترکیب با کاناردها، بهبود چشمگیر قدرت مانور و کوتاه کردن باند برخاست و فرود را به دنبال داشت. همچنین با سرامیک های خنک کننده پوشانده شد تا آثار مادون قرمز را کاهش دهد.

حتما بخوانید:  نیروی هوایی چین اخبار ورود به خدمت جنگنده نسل پنجم خود را تکذیب کرد

پیشرانه ها با دو ورودی هوای مارپیچی برای ممانعت از بازتابهای راداری از نمای رو به رو تغذیه میشدند که در نهایت به یک ورودی هوا با رمپ مصرف متغیر در دهانه ختم میشد که با صفحه جدا کننده به دو نیم شده و هوای دو پیشرانه مستقل را تأمین میکرد.

رمپ متغیر و شیبدار دهانه، با توجه به ماهیت چالاک این جنگنده، خصوصیت مهمی بود که اجازه میداد حتی در مانورهای ناگهانی نیز جریان هوای وارد شده به موتور پایدار بماند.

کارشناسان هوانوردی روسیه ادعا دارند که Flatpack هم مثل F-22 با مواد جاذب امواج رادار پوشانده و دارای دهلیزهای داخلی برای حمل مهمات بود که در قسمت جلو و زیر بدنه تعبیه شده بودند. البته سلاح و مخازن سوخت اضافی زیر بالها نیز قابل حمل بود.

سیستم ارابه فرود هم مثل اغلب جنگنده ها دارای سه ارابه بود. ارابه زیر دماغه ۲ چرخ داشت و هر یک از ارابه های عقب نیز تک چرخه بودند.

فلتپک کابین تمام شیشه ای و رادار آرایه اسکن غیر فعال الکترونیک داشت. همچنین به دلیل طبیعت ناپایدارش، با کامپیوترهای کنترل پرواز و سیستم پرواز با سیم کنترل میشد.

MIG-1/44 Flatpack

MIG-1/44 Flatpack

فناوری ابر پلاسما

اگرچه روسها مدعی هستند که MIG-1/44 جنگنده ای پنهانکار بود، اما با نگاهی ساده به بدنه اش میتوان دریافت که در بهترین حالت، تنها اندکی از جنگنده های نیمه استیلث پنهانکارتر بوده است. لذا طراحان فناوری دیگری برای استیلث کردنش مد نظر داشتند که استفاده از ابر غیر قابل نفوذ پلاسما برای پوشاندن هواپیما و جلوگیری از کشف آن توسط امواج رادار بود.

از آنجایی که ابر پلاسما در تماس با جو به سرعت از بین میرفت، به یک مولد قدرتمند پلاسما برای ایجاد و حفظ این پوشش در اطراف هواپیما نیاز بود. مولدی که علاوه بر مصرف قابل توجه انرژی که از پیشرانه تأمین میشد، با ایجاد میدانهای قدرتمند نیرو، میتوانست نه تنها باعث آسیب به تجهیزات الکترونیکی و حساس هواپیما شود، بلکه خلبان را نیز به کُشتن دهد.

ابر پلاسما نه تنها امواج رادار دشمن را جذب میکرد، بلکه با جذب امواج رادار خود هواپیما و اخلال در سیستمهای مخابراتی و ناوبری، میتوانست منجر به ایجاد مشکلات عملیاتی متعدد شود.

ضمن آنکه امکان القا یا تزریق جریانهای الکتریکی قدرتمند توسط این ابر در سیستمهای برقی و الکتریکی هواپیما وجود داشت که ممکن بود منجر به کباب شدن خلبان یا انهدام هواپیما شود.

همچنین به دلیل ماهیت پلاسما که حالت چهارم ماده و گاز فوق یونیزه (تحریک شده) است، این ابر خود قادر بود مثل لامپهای مهتابی فلورسنت، مبادرت به انتشار امواج الکترومغناطیس در طیف مرئی یا حتی راداری کند.

با تمام این اوصاف، روسها قصد داشتند از ابر پلاسما برای استیلث کردن جنگنده خود استفاده کنند که البته به نتیجه نرسید.

 

فراز و نشیب های پروژه

ساخت نخستین پیش نمونه MIG-1/44 در نیمه راه بود که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منجر به قطع بودجه شد و نخستین پرواز به ناچار تا مدت زمان نامعلومی به تأخیر افتاد. با این حال میکویان آماده تولید نمونه های بیشتر بود و بدنه و بخشهایی از نخستین فروند را برای آزمونهای ایستا تولید کرده بود.

اوایل ۱۹۹۴ بدنه ناقص به فرودگاه ژوکوفسکی منتقل و تکمیل شد. همان سال آزمونهای زمینی آغاز شد و اواخر ۱۹۹۴ نخستین آزمایش زمینی سرعت بالا توسط خلبان ارشد آزمایشگر، رومان تاسکایف انجام شد.

اما درست زمانی که برنامه آزمایشهای پروازی در حال رسیدن به مراحل حساس خود بود، متوقف شد چون میکویان بودجه کافی برای خرید قطعات باقیمانده و از بین رفته را نداشت. این مهمترین عامل در تأخیر نخستین پرواز تا چند سال آینده بود. البته دولت روسیه سرانجام پروژه را به دلیل هزینه های سنگین و غیر قابل قبول لغو کرد.

میکویان لابیگری فراوانی کرد تا پروژه از حالت سری خارج شود تا بتواند آن را در نمایشگاه های هوایی نشان دهد اما دولت مانع شد.

این شرکت از لحاظ مالی در مضیغه بود اما با تغییر مدیریت در سالهای منتهی به ۲۰۰۰، بار دیگر منابع بودجه احیا شد.
تغییر مدیریت، دگرگونی های زیادی به همراه آورد.

اواخر سال ۱۹۹۸ دولت روسیه موافقت کرد که پروژه از حالت طبقه بندی خارج شود. در ۲۴ دسامبر همان سال نیز مجله روسی گازتا، برای نخستین بار مقاله و تصاویری از Flatpack منتشر کرد.

۱۲ ژانویه سال بعد هم این جنگنده در حضور مقامات دولتی و نظامی روسیه و روزنامه نگاران و مهمانانی از سرتاسر جهان رونمایی شد. تا آن زمان وضعیت Flatpack کاملاً محرمانه بود و هیچکس جز افراد پروژه آن را از نزدیک ندیده بودند.

لغو پروژه

در سال ۱۹۹۹ آماده سازی های نهایی برای نخستین پرواز انجام شد و معدود قطعات باقیمانده نیز تکمیل و نصب شدند. ابتدا آزمایش های مربوط به تاکسی با سرعت بالا روی باند انجام شد و سرانجام پس از سال ها انتظار، در ۲۹ فوریه ۲۰۰۰ توسط خلبان ولادیمیر گاربانوف به پرواز درآمد.

در این پرواز ۱۸ دقیقه ای، Flatpack به ارتفاع هزار متری و سرعت ۶۰۰ کیلومتر بر ساعت دست یافت. خلبان هم پرواز را عالی و هواپیما را مطیع گزارش کرد. در ۲۷ آوریل، پرواز دیگری به مدت ۲۲ دقیقه انجام شد اما سپس، مهندسان ایراداتی در آن یافتند و دیگر پرواز نکرد.

امین کرمی زنجانی

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false